|

امروز به رسم عاشقی خندیدیم
امروز به چشمان تو دل بخشیدم
فردا من و دوری و درد تنهایی
عمری ز همین حادثه میترسیدم
سعي کن مثل خورشيد زياد نور ندي چون همه از نورت استفاده مي کنن
ولي اصلا نگات نمي کنن
سعي کن مثل ستاره کم نور بدي
تا همه تو خلوت شباشون دنبالت بگردن
ميروم شايد فراموشت کنم
با فراموشي هم اغوشت کنم
ميروم از رفتن من شاد باش
از عذاب ديدنم ازاد باش
گر چه تو تنها تر از من ميشوي
ارزو دارم شبي عاشق شوي
ارزو دارم بفهمي درد را
حاصل برخورد هاي سرد را
|